a S M O G

قـ ـــ ــــــــــول

یـــــــ ـادت باشه که یـــــ ــادت نره ...

به من قـــــــــ ـول دادی که واسم 2 تا دوربین حرفـــــ ـه ای بخری ... واسم آتلیه عکاسی باز کنی واسم هــــــ ـزار تا کار دیگه بکنــــ ــی ...

میدونم تو سر حرفت میمونی اما من مینویسم که یه وخ یـــــ ـادم نره که قراره این همه کار مهم واسم بکنـ ـی ...

 

+ راستی باید چند نفــــ ـرم بُکُشـــ ـی واسم ...

 

نویسنده Ms Anonymous ساعت 9 PM | لینک ثابت

photographer

 

یه روزی میرم دمبال عشقـــــــ ـم ... یه روز یه دونه از اون دوربین حرفه ایــ ــا میندازم رو شونم و راه می افتم تو خیابـــ ـونا ... از هر چی رو به روم بود عکس میگیرم ... اصلا نه ... از هر چی دلم خواس ... از هر جا دلم خواس عکس میگیرم ... اونوخ شب و روزمو با عکسام بگذرونم ...

از صُب بیدار شم و عکسا رو Edit کنم ... سیاه کنم ، سفید کنم ... عکسامو گنده کنم و در و دیواامو شلوغ کنم ...

 

من فقط دوس دارم عکاس بشم ... فقط

+ ایــ ــن عکس رو خیلی دوس دارم ... فقط یه کم (!) جنبه تبلیغاتی داره ...

+ من موهام خیلی بلند تر از این دخترس ... تا آخر همین عکس هس ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 2 PM | لینک ثابت

dreaming ... all the times

در به در دارم همه جا دمبال یه جـ ــایی می گردم که توش آروم شم ... راستش پیدا نمیکنـــ ــم ... کم کم دارم خسته میشم ... مهم نیس کجا باشه ... فقط یه جایی باشه ... یه کسی باشه توش ... دلم میخواد خیال بافی کنم ... یه عالمه خیال ببافم و بچینم دورم و تماشاشون کنم ... بدم نمیاد کسی کمکم کنه ... به شرطی که خیال بافی هاش قشنگ باشه ... دلم نمی خواد بشینم و گریه کنم ... دلم میخواد شب باشه ... مثه همیشه که آرومم میکنه شب ... دلم میخواد یه چیزی باشه که توش تکرار نباشه ... دلم میخواد هیچ وخ صُب نشه ... دلم میخواد همش دراز بکشم و به آسمون خیره شم ... دلم میخواد چشامو ببندم و همه چی رو ، همه چیزایی که تو دلمه رو واسه کسی که دارم باهاش رویا میبافم بگم ... دلم میخواد وقتی دارم تو رویا هام غوطه ور میشم ، نخنده و نگه :: آخه دختر خـــ ــوب اینا که میگی همش خیال ِ تو باید با واقعیتــ ــای زندگیت رو به رو شی ... اصلا به چه درد میخوره آدم با واقعیــ ـتا رو به رو شه وقتی رویا قشنگ تره ... وقتی رویا آسون تر به دست میاد ...؟ وقتی 100 بار باید جون بدی تا تو واقعیت به یه چیزی برسی و تو خیالت میتونی هر روز با اون چیز خوشحال شی ... قبول دارم که یه کم واسم بده ولی خوب چی کار کنم ؟؟ یه مشکل دیگه هم هس : یه کم سخته این روزا بتونم چیزای خوب پیدا کنم ... یعنی چه جوری بگم ؟ سخته که فکر کنم آخرش خوب تموم میشه ... ای خدا ... اصلا دلم فــــــــــــ ـال میخواد  ... دلم یه فال گیر میخواد ... همه ی فالگیرا دروغ گوئن ولی من باورشون دارم ... تو دورغــ ـاشون یه عالمه راست هس ... دلم غروب میخواد ... یه غروبی که باور کنم خورشید داره گورشو واسه همیشه گم میکنه ... دلم میخواد همه ی افکار بدمو از تو مغزم بکشم بیرون و پرت کنـــــ م تو یه چــــــ ـاه و بشینم رو چاهه ... اصلا دلم میخواد سرمو با شیب 45 درجه نگه دارمو همه فکرام قطره قطره بچکن رو زمین و بُخار شن ...

+ دلم یک فقره Edward میخواد که خون آشام هم باشه و کلا نخواد بخوابه و در بست در اختیار من باشه و بتونه هر جا بخوام منو ببره ... رو اون درخت بلنــ ـدا ... اون دختره میگه من بعضی وقتا شبیه Bella میشم ... حالا که من Bella ــم پس Edward میخوام ... نمیخوام همیشه Edward باشی ولی بعضی وقتا که میشه ...

+ دلم میخواد حالا که این همه خیال بافتم یکی بیاد منو نجات بده ... بِکِشَدم بیرون از این همه رویا ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 2 PM | لینک ثابت

U & I

 

همون عکسیه که دمبالـــ ـش بودم ...

بعضــــ ـی وقتـــ ـا چندشم میشه از همه ی بیــ قیدی هاش ...

بعضــ ــی وقتا هم از ته دلم دوس دارم که مثه اون بی قید باشمــ ـ

انگــ ـ ــاری که اصلا واسش مهمــ نیس که مردم راجع بهشــ چی فکر میکننــ

جالبـــ ترین قیـــ ــافه و Style ِش همـــ تو همیـــــــــن آهنگِ U & I ِ !!! اون جوری که بی قید به

سیگارش پک میزنه و دودش میکنــــــــــــــ ـه ... ا ـووف ....

It’s been a long time since I came around
It’s been along time but I’m back in town
But this time I’m not leaving without you

You taste like whiskey when you kiss me oooh
I’ll give up anything again to be your baby doll
Yeah this time I’m not leaving without you


ادامه مطلب
نویسنده Ms Anonymous ساعت 1 PM | لینک ثابت

Googoosh Music Academy

اِ اِ اِ اِ  ِِِِِِِِِِِ !!! مرتیکه عملی ِ بنگی ( یوســـ ــفـ ) اومده 4 تا آهنگ خونده هر چی هومن بـــِش میگه من دارم دمبال استعداد خاص میگردم ... میگه نه من میتونم بخونم ... یه فرصت دیگه ...

مرتیکه رو بچلونیـــ ــش ازش کم ِ کم ازش 1 تُن تریاک میریـــ ـزه ... اَه اَه اَه ...

مرتیکه نمیتونس صــــ ـــاف راه بـــــــــــ ــره همش کج و راس میشـــ ــدا !!

نویسنده Ms Anonymous ساعت 5 PM | لینک ثابت

زنـ ـــ

زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسیدش ، حتی وقتی آرایش نداره ، موهای دست و پاش یه کم درومده دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره پیراهنت رو پوشیده و خودشو گوله کرده تو تخت....تو جای خالی تو که هنوز گرمای تنتو داره که سرشو فرو کرده تو بالشتت که بوی تنتو نه ادکلنت ، بوی تنتو با لذت با هر نفسش بکشه توی ریه هاش این زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت

 

+ از وبلاگ خاطرات یک تبعیدی

+ خب خوبه ، باز اگه یه عالمه بدی دارن گاهی هم خوب میشن ( نمیدونم چرا از متنش خوشم اومد... خب چرا میدونم ... چون به نفعمه ... به نفعم که نه ... یه جورایی یه حس خوب منتقل میکنه بهم ) ... اصلا بی دلیل دوسش دارم به تو جه ...!

+ مخاطب خاص : صرفا جهت یاد آوری :: هر چی داری اگه خواسی همین جا بگو اگه باهات حرف زدم چیزی گفتی ... گردنتو میشکنم.

+ میدونی چی دوس دارم ؟؟ دلم از اون لباس اجق وجق ــای Lady Gaga میخوادش که مثه تو آهنگ u & i مثه خودش کجکی وایسم با اون عینک گنده ها ... با اون کلاه سیا پردارا ... با اون اون رژ بدرنگا ... بعد یکی بیاد ازم عکس بگیره و عکسو رو شاسی بیارم ... بزرگ ... بچسبونم به دیوار اتاقم ... تقریبا میشه یه چیزی تو این مایه ها ... البته از رو به رو  ... 

+ هر وخ دمبال عکس میگردم ... اولین عکسی که جذبم کنه میذارم ... این دفهاین جذبم کرد :: از وبلاگ  ســـ ــارهـــ

 

نویسنده Ms Anonymous ساعت 9 AM | لینک ثابت

دوست داشتن و دوست داشته شـــ ــدن

 

متن این پست به علت کم جنبگی بعضیــ ـا که خودشون میدونن ، حذفــ شد

 + نمیدونم چرا اما این عکس یه حس خوبی بهم میده ... نمیدونم ... انگار توش یه چیزی گم کردم ...

+ این عکس و عکس پست ما به هم می آییم از   S I G 4 R 

 

نویسنده Ms Anonymous ساعت 0 AM | لینک ثابت

دوشیــــــــ ـزه

همه چیز مهیا شده بود. عروس آراسته و داماد آماده با همراهان و مهمانان و شاهدان و دوستان و اقوام همه آمده بودند.

از چند روز پیش لابد خواستگاری و بله برون و ... همه چیز انجام شده بود و زوجین به آزمایشگاه و کلاس مشاوره رفته بودند و چندباری برای تکمیل پرونده به دفتر ما رفت و آمد کرده بودند.

توافقات را که با حضور پدران داماد و عروس و خودشان بررسی کردیم ، ناگاه مادر داماد در گوش شوهرش پچ پچی کرد. مرد در گوش داماد چیزی گفت و همان سخنان درگوشی کافی بود تا مراسم را بعد از مدتی رفت و آمد به هم بزند. (( برویم آقا برویم )) خیلی راحت مراسم کنسل شد و همگان رفتند . علت را جویا شدیم. داماد گفت : والا نمی دونم اینا می گن باید گواهی باکره بودن دختر را از پزشک بگیریم. میگن قبل از گرفتن گواهی عقد نمی کنیم.

 

+ از وبلاگ خاطرات یک عاقد

+ یعنی اگه یک روز همچین اتفاقی واس من بیافتـــــ ـه ... زنده نمی ذارمشون ، میرم دکتر ، گواهی بکارتمــ ـو از دکتر میگیرم ... میکوبونم تو پیشونیشون و در آخر یه تف میندازم تو صورتشون که به عضو جدید احتمالی خانواده اعتمــ ــاد نداشتن ...

+ اصلا اومدیم و در مثال بالا پسر قبل از ازدواج با دختره رابطه داشته ... اونوخ از خانواده پسر اصرار ... دختره باید چی کار کنه اگه پسره بکشه کنار ... ؟!

+ چه قد ما زنا (دختــ ــر ا ) بدبختیم ...

+ چرا یکی نمی پرسه که پسر قبلا با کسی بوده یا نــــــ ــه ؟!

+ چرا هیشکی دفاع نمیکنه از دخــــ ــتر ... گاهی دیدم که خود خانواده دختر به دختر شک دارن اونم در حالی که دختر واقعا پـــــــ ــاکه !!!

نویسنده Ms Anonymous ساعت 5 PM | لینک ثابت

قفــــــــــ ــس

 

با یک پرنده ی لجبــــــ ـاز چه باید کرد ؟؟

 

خوب معلومه ... بالاشو میبندی ، پرتش میکنی تو قفس تا یاد بگیره وقتی جفتــ ـش میگه اون گوشی بی صاب مونده رو بدش به من لج نکنه و ...

وختی هم نمیخوای گوشی رو بدی دستش به زور نیاد ازت بگیره ...

 

+ آدم باش واگرنه بالتو میبندم ...

Owl Clipart Image: A gray cartoon owl with large eyes

+ تو کجات شبیه شــــ ــاهینه ... تو جغدی ...فضول

 

نویسنده Ms Anonymous ساعت 3 PM | لینک ثابت

ما فقط به هم می آیـــــــ ـ ـیم

روزگاری برای دیدنت عطر میزدم حتی برای لحظه ی کمی که رد خواهی شد ... لباس هایم بوی خوب می دادند و تو چون من فکر زیبایی ِ این حس بودی ...آرایشت به راه بود ... کلامت نرم و لبت بی تاب تمام ِ بوسه های کم یابی که هر روز آرزو میکردیم  ...

آه اکنون ...

با این که از عمر این رابطه هیچ نگذشته ... من با زیر پیراهنی کهنه ، چروکیده که لا به لای آن وا رفته ... بد بو لم داده ام به روی بالشتک و بی خبر از تو اخبار میبینم و تو پای دربِ بازِ یخچال ، یک هفته میشود که حمام نرفتی و کلافه ... فکر ین هستی مه شام مانده ی پریروز را کوفت کنیم یا باز نیمرو نیمرو نیمرو هر چه هست شام امشب هم مثل هر شب شور خواهد شد ... من ناسزا خواهم گفت و تو از بخت بدت ... من شام ِ کهنه را خواهم خورد و تو حسرت سه سال پیشت را ... به راستی دلشوره ای مدام شده که ما چرا فقط به هم می آییم !!!

بی آن که به بودن ، به خوب زیستن فکر کنیم ...

+ چه قد زیاد این عکسو دوس دارم ...

 

+ از چمدان آجــــ ــری

+ دوس ندارم هیچ وخ مثه این دو تا آدم زندگی کنم ... خیلی مزخرفه ... مثه اینه که وقتی به اون چیزی که میخواستی رسیدی دیگه خاموش شی و فقط روزاتو بگذرونی ...

+ اگه زندگی اینه ... پس مرده شورشو ببرن والـــــــ ــا

+ از چیزی که واست هستم راضیـــ ــَم تو چی ؟؟

نویسنده Ms Anonymous ساعت 1 PM | لینک ثابت

It s not ones fault but my own

 

تو 1:30 min چه اتفاقی ممکنه بیافته ؟؟؟

یه مسابقه ی فوتبال ، یه کلاس درس  ... هزار تا اتفاق دیگه هم ممکنه بیافته ...

این یک ساعت و سی دقیقه ها جای منو مشخص میکنه که اولویت با منه یا درس ، با منه یا کامپیوتر با منه یا کل کل با پریسا و نیاز ، با منه یا با پشت خطی با منه یا حموم ... تو این سه نقطه هزار تا چیز دیگه ممکنه قرار بگیره ...

بی خیال اصاً ... انگاری تو این دنیا همیشه قضیه انتخاب بوده ...!!!

حس بدیه که یکی بت بگه تا این ساعت ولم و بعدش کار دارم ... اگه هم اون موقع زنگ زدی که خوب حالا جوابتو میدم ...

    no body knows me , Im cold , walk down this road all alone +

It s not ones fault but my own , Its the path Ive chosen to go

+ مخاطب خاص داشت ،  بعد هی میگه تو چرا این جوری شدی ... بی تفاوت !!! البته منظورم این نبود که اذیتش کنم ... هر چی باشه بالاخره ... ( جای خالی را با تخیل خود پر کنید ... ( راهنمایی : فعل دارم در این جا کاربرد زیادی دارد ))

+ این فقط یه گله بود ... از خیلی چیزای دیگه راضیم ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 7 PM | لینک ثابت

Over 18

میگــــــــ ـم چه قد خوبه با یکی باشی که همه چیزو از گذشتت بدونه ...

اونوخ لازم نیس هی داستان زندگیتو بپیچونی ...

همشو بتونی بگی ...

+بدون این که قسمت های Over 18 توش پیدا بشــــ ــه ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 3 PM | لینک ثابت

تو در‌آغوش ِ حواسم هستي

گويي سبك شده ام

 بي هيچ پر و بالي

رها

افتاده در بالش باد

قدر تسكين تمام ِ دردها

 لبخند مي زنم

 اين خاصيت ِ هوش و حواسي ست

 كه تو  در‌آن  مي جُنبي

 

+ از چمـــ ــدان آجــــــ ـری

+ این پست رو گذاشتم که بگم زندم ... فعلا حوصله ندارم این ورا بجنبم ... بهتون سر میزنم ... شاید حالا ... شاید بعد ...

+ وقتی دلت گرفت ... وقتی که ناخوشی ... وقتی شبانه روز فقط وقت میکشی .... ( حال منـ ـه که خوب هم نیس ، احساس سر خر بودن و دوست نداشته شدن همراه با ابلهی زیاد و کمی دلتنگی برای 3 نفر میکنم )

نویسنده Ms Anonymous ساعت 10 PM | لینک ثابت

A C0mment

 

به نظر میرسد که جهان مانند من که در این دایره رها شده ام می چرخد بی هیچ امیدی برای ایستادن از چرخش ... آیا من تنها کسی هستم که سنگینی دنیا بر من غلبه کرده؟

نجاتم بده.... فکر میکنم که فرو رفته ام بیشتر از آنکه بتوانم تصور کنم یک روح غیر روحانی را ...

یک روح که ماهیت خودش رو دوباره گم کرده، وسیعتر از این چاه ... یک حشره در بشقاب است دوباره، وسیعتر از این چاه یک روح ماهیتش را از دست داده دوباره ... و من خودم را مدت هاست که گم کرده ام...

آیا من تنها کسی هستم که سنگینی دنیا بر من غلبه کرده؟

 

+ حس اون آدمی رو دارم که یواشکی یه کار بد انجام داده !!! ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 3 PM | لینک ثابت

رئیـــــ ــس

ما که لباسامون رو یه بند خشک میشه...

چراغ خیلیا واسه رفاقت نفت نداره.
ببین با تو ام:
_ مسعود خان این جهان گذرنده را خلود نیست؛هیچ کس را اینجا مقام نخواهد بود.چنان باید زیست که پس از مرگ بر ما دعای نیک کنند.
_مسعود خان اگر باید رشگ برد،به کسی رشگ ببریم که خوشبخت است.مرد نا حسابی ما کجامون شبیه خوشبختا بود؟
_مسعود خان دوستی نعمتی است که تنها برای شادکامی کافی است،لیکن ما آنرا به تمنای نعمتهای دیگر آلوده و مکدر میکنیم.
ودر آخر
_مسعود خان زخمی را که معشوق میزند،میتوان به دست دوست مرهم گذاشت اما درد بیدوستی را هیچ معشوقی نمیتواند دوا کند.

تنها رفیق قیمتیه ...اینو هزار بار بنویس

+ اینا رو همین پسر بالایی ِ نوشته بود ... از دی 89 هم نمینویسه ... فک کنم خسته شده ...

+ وقتي آغوش رفاقت يه تله س ، حرف هفت تير پر باور کن ! وقتي هر نفس مي شه شکل قفس ،حرف هفت تير پر باور کن !

+ دلم بارون شدید میخواد که اون بارونی مشکی کوتاهه رو بپوشم و تو خیابون بدوم و تو چاله هایی که آب جمع شده بپرم ... تا مثه سگای ِ خیس بشم ... یادم باشه سه شو آر َم رو یادم نره ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 2 PM | لینک ثابت

گلـــــــــــنوش

دیروز من کلافه بودم ... یه دختری از اون ورا پیداش شد و گف

اون : گلنوش چته ؟؟

من : ساره حالم خوب نیس ...

اون : چی شده ؟؟

من : هیچی بابا ...

اون : چرا به من بگو... شاید سخت نباشه بهم اعتماد کنی ...

من : نه باو ...

اون : وقتی اول جملت اسم منو میگی یعنی این که حالت خوب نیس ... ینی کمک میخوای ... ینی میخوای یه چیزی رو بریزی بیرون ...

منم خیلی سر بسته بهش گفتم اما از جمله آخرش خوشم اومد و این که متوجه شدم وقتی با تو حرف میزنم همیشه اول جمله هام اسمتو میگم ... و چه قد دوس دارم وقتی یکی اول جملش اسممو میگه  میگه ...

نویسنده Ms Anonymous ساعت 2 PM | لینک ثابت

حس مزخـــ ــرف ...

تمام بدنم درد میـکنه ... مرگبار ... مخصوصا دو تا دستام ... . حوصله ی هیچ کس و هیچ چیز و هم ندارم ... همین امروز صُب داشتم یه دعوا راه مینداختم ... . نه میخوام کسی رو ببینم نه این که با کسی حرف بزنم ... فقط میخوام دوش بگیرم ، بخوابم ، دوباره دوش بگیرم . بخوابم ... . میخوام شب که شد برم روی یه کوهی وایسم و جــــــــــــــــیغ بزنم ... جیغ رو میزنن یا میکشن ؟؟ لابد اینم مثه سلامه که هم میدن و هم میکنن ... . دلم میخواد یه ماساژور داشتم ... دسگاهشو نه ... خودشو ... دلم میخواد تو آب داغ دراز بکشم و یکی بیاد ماساژم بده ... تازه سرما هم خوردم ... نــــــــــ ـــافــ ــرم ... آمپولمَم نزدم ... فردا هم مهمونی داریم ... باز برو جلو این و اون خم و راس شو تعارف الکی تیکه پاره کن و با کسایی که نمی شناسی دس بده و روبوسی کن و اونا هم بهت بگن وای گلنوش جان چه قد عوض شدی و تو دعا کنی که ازت نپرسه منو شناختی یا نـــ ــه ... اگه بپرسه آبروی خودت میره چون حس میکنی تا حالا یه بارم ندیدیشون ... باز خوبه من آزمون دارم دیر تر میرسم ... متنفرم از این وضعیتی که الان توشم ... حالا که حوصله خودم رو هم ندارم باید تظاهر کنم که من از بودن با شما خیلی خوشحالم و ... کی حوصله داره تیکه های اون زن دایی آخری رو تحمل کنه که میگه تو چرا هیچ وخ بچه ی منو بغل نمیکنی ... کی حوصله داره اون زن دایی اولیه بیاد گردن بند تو گردنتو بکشه و بگه اَه چه بی سلیقس و من فقط لبخند بزنم ... اصلا من فردا گردن بندمو در میارم ...تازه از همه اینا بدتر اینه که نمی تونم تو این جا هم مثه آدم بنویسم ... همش بترس که فلانی بیاد بخونه و یه وخ سوتی نشه مثه وبلاگ قبلی و از این صوبــ ــتا ...

 

+ یعنی اگه الان یکی بیاد بگه من فلانی رو با 100 تا دختر دیدم میگم  :: اِ ؟؟ چی پوشیده بود ؟؟؟!! بفهم چه قد اوضام خیطه ... !

++ دلم از این بالایی  ها میخوادش !!

نویسنده Ms Anonymous ساعت 10 AM | لینک ثابت